غرب شناسی
این تمجید اغراقگونه از کتاب «امپراتوری» هر علاقهمند حوزهی جامعهشناسی و فلسفه را به خواندن کتاب وسوسه میکند. نکته جالبتر در مورد این کتاب نوع تفسیرهایی است که از آن ارائه شده است؛ در حالی که مایکل هارت در مورد کتاب خود میگوید که رویکرد ما در این کتاب کاملاً به نفع جهانی شدن است، نشریهای راستگرا در ایالات متحده الهامپذیری جریانهای ضدجهانیسازی از کتاب امپراتوری را خطرناک توصیف کرده و سعی میکند بین این نوشته و حوادث 11 سپتامبر ارتباطی قائل شود. «امپراتوری» در درون یک پارادایم تلفیقی شکل گرفته است. پارادایمی که از یک سو از چپ نو ارتزاق میکند و از سویی دیگر به پسامدرنیسم نزدیک میشود. نقطهی عزیمت این تلقی که نام آن را «پسامارکسیسم» نهادهاند، مارکسیسم است و البته با نگاهی به پسامدرنیسم. پسامارکسیسم نوعی نفی مطلق بودن مارکسیسم است و پیش از نقد هر اندیشه دیگری ابتدائاً مارکسیسم ارتدوکس را به چالش میکشد.
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!